آیا بین پرنده و گیاه مرا جایی هست؟ |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
و آنگاه كه ابر ها توان باريدن را ندارند
و چشم ها به آسمان دوخته مي شوند
تو مي آيي !
آنگاه كه زمين ملحفه ي خشكي و اندوه را بر سيماي خويش مي كشد
و لبها سكوت را پيشه ي خود مي كنند
تو مي آيي !
آنگاه كه خورشيد از خجلت روي تو چادر شب بر چهره مي نگارد و عالم را به تحير وا مي دارد
تو مي آيي !
آنگاه كه آتش سرخ سرد ميشود
و ظلمت سايه مي افكند
تو مي آيي!
آنگاه كه آبها از تنهايي خويش مي جوشند و زمين را وامدار قطره اشكي مي سازند
تو مي آيي!
***
تو مي آيي آنگاه كه فرشتگان بالهايشان را قدمگاه تو قرار ميدهند
تو مي آيي آنگاه كه ستارگان شمع هاي بي نوري در مسير عظمت تو مي شوند !
تو مي آيي تا تنهايي آنهايي كه ميدانند خدا تنهاست را طراوتي بخشي
تو مي آيي تا عالم را از شگفت علم خويش برهاني
تو مي آيي آنگاه كه عادلان انتظار تو را دارند
تو مي آيي آنگاه كه كه سياه چالها پر از انديشه است
تو مي آيي آنگاه كه دوستدارانت در آسمامها سياحت ميكنند
تو مي آيي تا خورشيد طلسم بي رنگي خويش را بشكند
تو مي آيي تا قاب هاي سخت و پولادين انديشه ها را ذوب گرداني
آنگاه كه تو مي آيي
آدميت را همراه مي آوري و انديشه ها و غم هاي كثيف آدمي را زيبايي و پاكي مي بخشي
و اكنون
همه ي عالم را مسرور مي يابم ! زيرا انتظار به سر آمده
سرور در دنيايي كه خشت خشت آن ظلم است و بيداد
دنيايي كه در زير هر سنگ آن گرد استخوان ستمديده اي مدفون گشته است .
من مسرورم !دنيا مسرور است چون فردا آنگاهي است كه تـــــــــــــــو مي آيي!!!!!!
| لینک | یکشنبه ٥ تیر ،۱۳۸٤ - صبرا مرادی |

